شهمردان بن أبى الخير رازى
14
روضة المنجمين ( فارسى )
مثالش : بيست و هفت دوازده خمس پانزده ربع [ و ] سى و چهار ، چهار ثلث خمس و سى نصف و برين قياس . و به كار بايستن « 1 » اين در عمل نجوم چنان بوذ كى خواهيم بيست و هفت در پانزده ضرب كنيم و بر شصت ببخشيم ببينيم تا بيست و هفت از شصت چه نسبت دارذ خمس و ربعى است ، خمس و ربعى از پانزده برگيريم شش و چهار دانگ و نيم بوذاى « 2 » چهل و پنج از مرتبهء فروذ او ، و اگر خواهى كى بدانى كى در هر عملى از ضرب چند ضرب به كار بايذ ، جنس عدد مرتبهاى مال مضروب بشمار و اندر جنس عدد مرتبهاى مضروب فيه ضرب كن پس بعدد هريك كى برآمذه بوذ يك بار ضرب بايذ كردن . مثالش : صذ و چهل و سه در پانزده مضروب سه مرتبه و مضروب فيه دو اندر يك ديگر ضرب كرديم شش باشذ پس بدان كى اندرين عمل شش ضرب ببايذ كردن حاصل ضرب و قسمت آنست كى عبارت هردو بدانى اگر ضرب بوذ ، جمع كنى و اگر قسمت بوذ تفريق ، باقى كى بمانذ آن حاصل است . چنانك ثالثه در ثانيه ضرب كنيم اى « 2 » سه و دو خامسه حاصل آيذ و اگر خامسه بر ثالثه قسمت كنى سه از پنج برويم ، بمانذ دو ، [ ثانيه بود ] و برين قياس و اين هر دو را نيز جدول نهاذيم تا پيذا بود . و اين است صورت جدولها . ( 15 )
--> ( 1 ) . نسخه تهرانى : « به كار بايد داشتن » ( 2 ) . اى - يعنى